۱۳۸۷ آذر ۷, پنجشنبه

رنگین کمان پاییز







من 26 مهر 85 را فراموش نمی کنم، بعد از باران تندی که بارید، خورشید خودش را نشان داد.
رنگین کمان آن روز را هیچ جای دیگری ندیده ام.

حسرت3



دو سال پیش بچه های دانشگاه آزاد از ایستگاه "شهرری" برای رفت و آمدشان استفاده می کردند. در نتیجه ایستگاه حرم خیلی خلوت بود. یاد واگن های خالی بخیر!
26 مهر 85

حسرت2



بدون شرح!
26 مهر 85، دیوار بیرونی سالن مطالعه ی پسرها، کتابخانه ی مرکزی

حسرت1



باران که می بارد بعضی ها دلشان می گیرند. مثل من!
26 مهر 85

انتظار3



مهربانی این جا نیست؟ یکی من را برگرداند.
19 مهر 85، روبروی دانشکده ی علوم پایه

انتظار2



این جا دلی نگرفته؟ این جا کسی حرف نگفته ندارد؟ کاغذ سفیدی این جا نیست؟ یکی من را بردارد.
19 مهر 85، کلاس 6، دانشکده ی علوم پایه

انتظار1



هنوز مانده تا کلاس شروع شود. همه منتظرند. استاد دیر کرده.
یکی کیفش را محکم نگه داشته. انگار بدجوری منتظر استاد است. آن طرف هم چند نفری مشغول رایزنی برای پیچاندن کلاس هستند!
تاریخ عکس: 19 مهر 85.

۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

پاییز



نماي دانشگاه و آمفي تئاتر نيمه كاره اش، كه در سرخي غروب و لحظاتي بعد در
سياهي شب غرق مي شوند.
اين عكس در غروب يكشنبه، ششم آبان هشتاد وشش از مقابل دانشگاه آزاد گرفته شده است.